[[{"content_id":24298,"content_number":0,"portal_id":90,"lang_id":"fa","content_title":"چرا مهربانی کم شده؟ …","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"&nbsp;\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nنگاه افراد مقید به ظواهر دینی نگاهی کاملاً بدبینانه به افراد غیر مقید است، انگار آنها تفاوتی با کافران ندارند. این درست نیست.\r\n\r\nچقدر از بلند نظری و مهر پیشوایان دین، برای ما گفتند اما چرا و چرا اکنون چنین شده است؟\r\n\r\nچرا با دیدن جرم و جنایت هایی که در عالم می بینیم و یا صدای مظلوم را می شنویم خود را به ندیدن و نشنیدن می زنیم و گاه نیز از اینکه این مسائل و مصیبت ها را به ما برسانند، معترض می شویم؟\r\n\r\nدر عالم چه خون هایی که به ناحق ریخته می شود و چه کسانی که مظلوم شده اند و جرئت فریاد زدن هم ندارند!\r\n\r\nبه حقیقت ما انسان ها چه فکری می کنیم؟ فکر کرده ایم چه کسی هستیم و این اشرف مخلوقات بودن از باب شرافت خودمان به شکل استقلالی است یا اینکه از باب رحمت خداوند است که او این عزت را به ما داده است؟\r\n\r\nگاهی اوقات با دیدن صحنه ها و جنایت های امروزی در عالم خجالت می کشیم! بدتر و وقیح تر آنجایی که خیلی از این جنایت ها با نام اسلام و مسلمانی در حال رخ دادن است.\r\n\r\nمسلمان نماهایی که قلب هم نوع خود را می خورند، سر او را به راحتی جدا می کنند و ... که البته این کارها&nbsp;البته از وحوش بعید نیست اما انسان چرا!\r\n\r\nگاه آدمی با شنیدن داستان های تاریخ مثل خوردن جگر حمزه توسط هند جگر خوار و امثال آن تعجب می کرد ولی امروز با دیدن صحنه هایی می بینیم که اولاد منافق این جگر خواران و هم کیش و مسلک های آنان امروز به تبعیت از اجداد همچنان اقتدا می کنند.\r\n\r\nبه ضرس قاطع می توان گفت که از مهم ترین دلایل این فجایع و این همه نامهربانی و رفتارهای غیر انسانی موجود در عالم قساوت است. \r\n\r\nقساوت\r\n\r\nدر هر انسانى دو نیرو وجود دارد: نیروى عقل و خرد و نیروى عواطف انسانى. دستگاهى که انسان به وسیله آن حقایق را مى فهمد عقل نامیده مى شود.\r\n\r\nبنابراین، فهم و شعور و ادراک به یارى عقل انسان ممکن مى گردد؛ ولى عاطفه نیرویى است که انسان به وسیله آن مسائل اخلاقى را همچونحبّ و بغض درک مى کند.\r\n\r\nمادام که عواطف انسانى زنده باشد، جوامع بشرى زنده هست و در حقیقت مرگ عاطفه ها، مرگ جوامع بشرى است.\r\n\r\nواى بر انسان آن روز که عواطفش بر اثر دنیا پرستى بمیرد که در این صورت، انسان خطرناک تر از هر حیوان درنده وحشى مى شود! این بمب هاى شیمیایى را چه کسانى ساختند؟ دانشمندان دنیاپرست بى عاطفه! کسانى که عواطف انسانى را به دلارها فروختند و کشته شدن هزاران انسان را در حلبچه ندیدند! چه کسانى شهرهاى هیروشیما و ناکازاکى ژاپن و یک صد هزار سکنه آنها را با بمب هاى اتمى و در مدّت چند لحظه نابود کردند؟\r\n\r\nدرجات قساوت\r\n\r\nقلب یکی از حساس ترین اعضاء بدن انسان است؛ که قابلیت های اعجاب انگیزی در آن نهفته شده است. از جمله ی آن قابلیت ها این است که قلب، در برابر عواطف انسانی تغییر پذیر بوده و بنا به شرایط و موقعیتی که برای انسان پیش می آید، می تواند نرم یا سخت گردد و حتی این نرمی و سختی هم، دارای درجات متفاوتی بوده؛ تا جایی که دل انسان از شدت قساوت می میرد.\r\n\r\nقرآن کریم، این درجات را با تمثیلی زیبا بیان کرده است:[طالقانى، سید محمود؛ پرتوى از قرآن&rlm;، ج&rlm;1، ص 202]\r\n\r\n&laquo;ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُم ...فَهِیَ کَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً&raquo;\r\n\r\n&laquo;سپس دل هاى شما سخت شد... همچون سنگ، یا سخت &rlm;تر!&raquo;\r\n\r\nأ .&nbsp;&laquo;وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ&raquo;\r\n\r\n&laquo;چرا که پاره&rlm;اى از سنگ ها مى&rlm; شکافد، و از آن نهرها جارى مى&rlm; شود&raquo;\r\n\r\nب .&nbsp; &laquo;وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاء&raquo;\r\n\r\n&laquo;و پاره&rlm;اى از آنها شکاف بر مى &rlm;دارد، و آب از آن تراوش مى&rlm;کند.&raquo;\r\n\r\nج. &laquo;وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّهِ ...&rlm;&raquo; [بقره\/74]\r\n\r\n&laquo;و پاره&rlm;اى از خوف خدا به زیر مى &rlm;افتد ...&raquo;\r\n\r\nخداوند در این آیه با تمثیل زیبایی، به بیان شدّت و درجه ی قساوت مردم یهود، اشاره کرده و بیان می کند که قلب در شدت قساوت به درجه ای می رسد که حتی از سخت ترین سنگ ها هم، سخت تر می شود.\r\n\r\nنه اینکه چشم ها ی عواطف و علم از آن نمی جوشد، و قطرات محبت از آن تراوش نمى &rlm;کند؛ بلکه هرگز از خوف خدا، دلِ انسان سنگدل به تپش نمی افتد.\r\n\r\nاین تهدیدى است سربسته، براى این جمعیت بنى اسرائیل و تمام کسانى که خط آنها را ادامه مى &rlm;دهند. [پرتوى از قرآن، ج&rlm;1، ص 306]\r\n\r\nعوامل قساوت\r\n\r\nقساوت قلب، نیز مانند بسیاری از رفتارهایی که از انسان سر می زند، دارای عواملی است که به برخی اشاره می گردد:\r\n\r\n1. جهل و غفلت:\r\n\r\nیکی از عوامل بروز قساوت قلب در انسان، جهل و غفلت است. جهل، تصویری نادرست از واقعیت، در برابر انسان ایجاد کرده و مانع نفوذ نور ایمان در قلب می شود؛ و غفلت، او را از جستجوی حقایق منحرف می سازد؛ فلذا دل انسان در مقابل نصیحت، معجزه و دلیل، سخت می گردد؛ چنانچه خداوند در خطاب به پیامبر اسلام می فرماید:\r\n\r\n&laquo;فَإِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ&raquo; [روم\/52]\r\n\r\n&laquo;و در حقیقت تو مردگان را شنوا نمى&rlm; گردانى و این دعوت را به کران آنگاه که به ادبار پشت مى&rlm; گردانند نمى &rlm;توانى بشنوانى.&raquo;\r\n\r\n2. اعراض از یاد خدا:\r\n\r\nاز دیگر عوامل سخت شدن قلوب،فراموشی خدا و اعراض از یاد اوست:\r\n\r\n&laquo;الَّذِینَ کَانَتْ أَعْیُنُهُمْ فِی غِطَاء عَن ذِکْرِی وَکَانُوا لَا یَسْتَطِیعُونَ سَمْعًا&raquo; [کهف\/101]\r\n\r\n[به] همان کسانى که چشمان [بصیرت]شان از یاد من در پرده بود و توانایى شنیدن [حق] نداشتند.\r\n\r\n3. گناه:\r\n\r\nگناه، نشانه ی غفلت از خداوند است که، موجب سیاهى دل و ضعف ایمان شده و در صورت استمرار، بر دلها مُهر قساوت زده می شود: [أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج&rlm;11، ص: 157]\r\n\r\n&laquo;أَوَلَمْ یَهْدِ لِلَّذِینَ یَرِثُونَ الأَرْضَ مِن بَعْدِ أَهْلِهَا أَن لَّوْ نَشَاء أَصَبْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَنَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ یَسْمَعُونَ&raquo; [أعراف\/100]\r\n\r\nمگر براى کسانى که زمین را پس از ساکنان [پیشین] آن به ارث مى &rlm;برند باز ننموده است که اگر مى&rlm; خواستیم آنان را به [کیفر] گناهانشان مى&rlm; رساندیم و بر دل هایشان مهر مى&rlm; نهادیم تا دیگر نشنوند.\r\n\r\nطبع قلب، به معنى بسته شدن است که موجب محدود شدن از جهت دید و درک حقایق و أنوار ملکوتی خواهد بود و این چیزی جز، قساوت قلب نیست. [تفسیر روشن، ج&rlm;9، ص 77]\r\n\r\n4. لجاجت:\r\n\r\nانسان از روی لجاجت، چشم خود را در برابر نشانه های الهی بسته و بر جهل خود پافشاری می کند:\r\n\r\n&laquo;ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُم مِّن بَعْدِ ذَلِکَ فَهِیَ کَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً ...&raquo; [بقره\/74]\r\n\r\n&laquo;سپس دل هاى شما بعد از این واقعه سخت شد؛ همچون سنگ، یا سخت&rlm;تر!...&raquo;\r\n\r\n&nbsp;","content_html":"<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">نگاه افراد مقید به ظواهر دینی نگاهی کاملاً بدبینانه به افراد غیر مقید است، انگار آنها تفاوتی با کافران ندارند. این درست نیست<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">چقدر از بلند نظری و مهر پیشوایان دین، برای ما گفتند اما چرا و چرا اکنون چنین شده است؟<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">چرا با دیدن جرم و جنایت هایی که در عالم می بینیم و یا صدای مظلوم را می شنویم خود را به ندیدن و نشنیدن می زنیم و گاه نیز از اینکه این مسائل و مصیبت ها را به ما برسانند، معترض می شویم؟<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">در عالم چه خون هایی که به ناحق ریخته می شود و چه کسانی که مظلوم شده اند و جرئت فریاد زدن هم ندارند<span dir=\"ltr\">!<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">به حقیقت ما انسان ها چه فکری می کنیم؟ فکر کرده ایم چه کسی هستیم و این اشرف مخلوقات بودن از باب شرافت خودمان به شکل استقلالی است یا اینکه از باب رحمت خداوند است که او این عزت را به ما داده است؟<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">گاهی اوقات با دیدن صحنه ها و جنایت های امروزی در عالم خجالت می کشیم! بدتر و وقیح تر آنجایی که خیلی از این جنایت ها با نام اسلام و مسلمانی در حال رخ دادن است<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">مسلمان نماهایی که قلب هم نوع خود را می خورند، سر او را به راحتی جدا می کنند و <span dir=\"ltr\">... <\/span>که البته این کارها البته از وحوش بعید نیست اما انسان چرا<span dir=\"ltr\">!<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">گاه آدمی با شنیدن داستان های تاریخ مثل خوردن جگر حمزه توسط هند جگر خوار و امثال آن تعجب می کرد ولی امروز با دیدن صحنه هایی می بینیم که اولاد منافق این جگر خواران و هم کیش و مسلک های آنان امروز به تبعیت از اجداد همچنان اقتدا می کنند<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">به ضرس قاطع می توان گفت که <strong>از مهم ترین دلایل این فجایع و این همه نامهربانی و رفتارهای غیر انسانی موجود در عالم قساوت است<\/strong><strong><span dir=\"ltr\">. <\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><strong>قساوت<\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">در هر انسانى دو نیرو وجود دارد: نیروى عقل و خرد و نیروى عواطف انسانى<span dir=\"ltr\">. <\/span>دستگاهى که انسان به وسیله آن حقایق را مى فهمد عقل نامیده مى شود<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">بنابراین، فهم و شعور و ادراک به یارى عقل انسان ممکن مى گردد؛ ولى عاطفه نیرویى است که انسان به وسیله آن مسائل اخلاقى را همچونحبّ و بغض درک مى کند<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><strong>مادام که عواطف انسانى زنده باشد، جوامع بشرى زنده هست و در حقیقت مرگ عاطفه ها، مرگ جوامع بشرى است<\/strong><strong><span dir=\"ltr\">.<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">واى بر انسان آن روز که عواطفش بر اثر دنیا پرستى بمیرد که در این صورت، انسان خطرناک تر از هر حیوان درنده وحشى مى شود! این بمب هاى شیمیایى را چه کسانى ساختند؟ دانشمندان دنیاپرست بى عاطفه! کسانى که عواطف انسانى را به دلارها فروختند و کشته شدن هزاران انسان را در حلبچه ندیدند! چه کسانى شهرهاى هیروشیما و ناکازاکى ژاپن و یک صد هزار سکنه آنها را با بمب هاى اتمى و در مدّت چند لحظه نابود کردند؟<\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><strong>درجات قساوت<\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">قلب یکی از حساس ترین اعضاء بدن انسان است؛ که قابلیت های اعجاب انگیزی در آن نهفته شده است. از جمله ی آن قابلیت ها این است که قلب، در برابر عواطف انسانی تغییر پذیر بوده و بنا به شرایط و موقعیتی که برای انسان پیش می آید، می تواند نرم یا سخت گردد و حتی این نرمی و سختی هم، دارای درجات متفاوتی بوده؛ تا جایی که دل انسان از شدت قساوت می میرد<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">قرآن کریم، این درجات را با تمثیلی زیبا بیان کرده است:[طالقانى، سید محمود؛ پرتوى از قرآن‏، ج‏1، ص 202<span dir=\"ltr\">]<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span dir=\"ltr\">«<\/span>ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُم ...فَهِیَ کَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً<span dir=\"ltr\">»<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span dir=\"ltr\">«<\/span>سپس دل هاى شما سخت شد... همچون سنگ، یا سخت ‏تر<span dir=\"ltr\">!»<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">أ . «وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ<span dir=\"ltr\">»<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span dir=\"ltr\">«<\/span>چرا که پاره‏اى از سنگ ها مى‏ شکافد، و از آن نهرها جارى مى‏ شود<span dir=\"ltr\">»<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">ب .  «وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاء<span dir=\"ltr\">»<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span dir=\"ltr\">«<\/span>و پاره‏اى از آنها شکاف بر مى ‏دارد، و آب از آن تراوش مى‏کند<span dir=\"ltr\">.»<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">ج. «وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللّهِ ...‏» [بقره\/74<span dir=\"ltr\">]<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span dir=\"ltr\">«<\/span>و پاره‏اى از خوف خدا به زیر مى ‏افتد<span dir=\"ltr\"> ...»<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">خداوند در این آیه با تمثیل زیبایی، به بیان شدّت و درجه ی قساوت مردم یهود، اشاره کرده و بیان می کند که قلب در شدت قساوت به درجه ای می رسد که حتی از سخت ترین سنگ ها هم، سخت تر می شود<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">نه اینکه چشم ها ی عواطف و علم از آن نمی جوشد، و قطرات محبت از آن تراوش نمى ‏کند؛ بلکه هرگز از خوف خدا، دلِ انسان سنگدل به تپش نمی افتد<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">این تهدیدى است سربسته، براى این جمعیت بنى اسرائیل و تمام کسانى که خط آنها را ادامه مى ‏دهند. [پرتوى از قرآن، ج‏1، ص 306<span dir=\"ltr\">]<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><strong>عوامل قساوت<\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">قساوت قلب، نیز مانند بسیاری از رفتارهایی که از انسان سر می زند، دارای عواملی است که به برخی اشاره می گردد<span dir=\"ltr\">:<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><strong><span dir=\"ltr\">1. <\/span><\/strong><strong>جهل و غفلت<\/strong><strong><span dir=\"ltr\">:<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">یکی از عوامل بروز قساوت قلب در انسان، جهل و غفلت است. جهل، تصویری نادرست از واقعیت، در برابر انسان ایجاد کرده و مانع نفوذ نور ایمان در قلب می شود؛ و غفلت، او را از جستجوی حقایق منحرف می سازد؛ فلذا دل انسان در مقابل نصیحت، معجزه و دلیل، سخت می گردد؛ چنانچه خداوند در خطاب به پیامبر اسلام می فرماید<span dir=\"ltr\">:<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span dir=\"ltr\">«<\/span>فَإِنَّکَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَى وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاء إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ» [روم\/52<span dir=\"ltr\">]<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span dir=\"ltr\">«<\/span>و در حقیقت تو مردگان را شنوا نمى‏ گردانى و این دعوت را به کران آنگاه که به ادبار پشت مى‏ گردانند نمى ‏توانى بشنوانى<span dir=\"ltr\">.»<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><strong><span dir=\"ltr\">2. <\/span><\/strong><strong>اعراض از یاد خدا<\/strong><strong><span dir=\"ltr\">:<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">از دیگر عوامل سخت شدن قلوب،فراموشی خدا و اعراض از یاد اوست<span dir=\"ltr\">:<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span dir=\"ltr\">«<\/span>الَّذِینَ کَانَتْ أَعْیُنُهُمْ فِی غِطَاء عَن ذِکْرِی وَکَانُوا لَا یَسْتَطِیعُونَ سَمْعًا» [کهف\/101<span dir=\"ltr\">]<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span dir=\"ltr\">[<\/span>به] همان کسانى که چشمان [بصیرت]شان از یاد من در پرده بود و توانایى شنیدن [حق] نداشتند<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><strong><span dir=\"ltr\">3. <\/span><\/strong><strong>گناه<\/strong><strong><span dir=\"ltr\">:<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">گناه، نشانه ی غفلت از خداوند است که، موجب سیاهى دل و ضعف ایمان شده و در صورت استمرار، بر دلها مُهر قساوت زده می شود: [أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‏11، ص: 157<span dir=\"ltr\">]<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span dir=\"ltr\">«<\/span>أَوَلَمْ یَهْدِ لِلَّذِینَ یَرِثُونَ الأَرْضَ مِن بَعْدِ أَهْلِهَا أَن لَّوْ نَشَاء أَصَبْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَنَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ یَسْمَعُونَ» [أعراف\/100<span dir=\"ltr\">]<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">مگر براى کسانى که زمین را پس از ساکنان [پیشین] آن به ارث مى ‏برند باز ننموده است که اگر مى‏ خواستیم آنان را به [کیفر] گناهانشان مى‏ رساندیم و بر دل هایشان مهر مى‏ نهادیم تا دیگر نشنوند<span dir=\"ltr\">.<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><strong>طبع قلب، به معنى بسته شدن است که موجب محدود شدن از جهت دید و درک حقایق و أنوار ملکوتی خواهد بود و این چیزی جز، قساوت قلب نیست<\/strong><strong><span dir=\"ltr\">. <\/span><\/strong><span dir=\"ltr\">[<\/span>تفسیر روشن، ج‏9، ص 77<span dir=\"ltr\">]<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><strong><span dir=\"ltr\">4. <\/span><\/strong><strong>لجاجت<\/strong><strong><span dir=\"ltr\">:<\/span><\/strong><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\">انسان از روی لجاجت، چشم خود را در برابر نشانه های الهی بسته و بر جهل خود پافشاری می کند<span dir=\"ltr\">:<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span dir=\"ltr\">«<\/span>ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُم مِّن بَعْدِ ذَلِکَ فَهِیَ کَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً ...» [بقره\/74<span dir=\"ltr\">]<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"><span dir=\"ltr\">«<\/span>سپس دل هاى شما بعد از این واقعه سخت شد؛ همچون سنگ، یا سخت‏تر<span dir=\"ltr\">!...»<\/span><\/p>\n\n<p dir=\"rtl\"> <\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2015-01-29 06:04:07","content_date_event":"2015-01-29 06:04:07","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2015-01-29 06:10:49","content_date_register":"2015-01-29 06:10:49","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":0,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":121,"eid":0,"attach_title":"چرا مهربانی کم شده؟ … 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/file\/90\/attach\/201501\/64424_2212780666.gif","300":".\/file\/90\/attach201501221278066664424.gif","400":".\/file\/90\/attach201501221278066664424.gif","600":".\/file\/90\/attach201501221278066664424.gif","900":".\/file\/90\/attach201501221278066664424.gif","1200":".\/file\/90\/attach201501221278066664424.gif"},"ext":"gif","file_media":1,"token":2212780666,"files":{"original":{"url":".\/file\/90\/attach\/201501\/64424_2212780666.gif","width":180,"height":140,"size":0}}}]}]]