[[{"content_id":24912,"content_number":0,"portal_id":90,"lang_id":"fa","content_title":"شرحی پیرامون امیرنظام گروسی خوشنویس و ادیب نامدار کرد","content_rtitr":"","content_short_title":null,"content_summary":"","content_summary_fill":0,"content_body":"&nbsp;\r\n\r\nبیجار یکی از شهرهای استان کردستان، مرکز شهرستان بیجار و از قدیمی ترین شهرهای ایران است، بیجار در گذشته مرکز ولایت گروس بوده است. این شهر با ارتفاع 1940 متر از سطح دریا بعد از شهرکرد دومین شهر بلند ایران به حساب می آید، شهر بیجار از لحاظ ارتفاع 770 متر از تهران و 4٢5 متر از سنندج بلندتر است. اهالی شهر بیجار به زبان کردی گروسی و کردی سورانی سخن می&zwnj;گویند.\r\nطوایف ساکن در گروس نیز از همین کردها بوده&zwnj;اند که گله&zwnj;دار بوده، و به صورت چادرنشینی زندگی کرده&zwnj;اند تا اینکه به مرور در گروس ساکن می&zwnj;گردند. طوایف و ایل&zwnj;های مشهور در گروس عبارتند از: طایفه گروس و کبودوند گروس (بزرگترین و مهمترین طایفه&zwnj;ی ساکن در گروس)، طایفه&zwnj;ی شیخ اسماعیلی (شیخ اسماعیلی یکی از طوایف کٌرد بوده، که در شهرزور می&zwnj;زیسته&zwnj;اند و در زمان فتحعلی شاه قاجار (1211 &ndash; 1250 ه&zwj; .ق) به محال اسفند آباد آمده و در آنجا سکونت کرده&zwnj;اند. اعلی جد آنان شخصی به نام شیخ اسماعیل بود که از مشایخ بزرگ عصرخود بوده و پیروان زیادی داشته است)، طایفه کرانی (سومین طایفه&zwnj;ی بزرگ کٌرد در ولایت گروس)، طایفه بایندورترکام گروس (اصالتاً از ترکان ماورای قفقاز بوده&zwnj;اند)، طایفه&zwnj;ی خواجه&zwnj;وند (در دوران نادر شاه افشار این طایفه&zwnj;ی بزرگ از گروس و شمار زیادی از کرمانشاه و کردستان را به شمال ایران ــ تنکابن و کلاردشت ــ انتقال دادند)، طایفه افشار، طایفه امیرانی، طایفه چله میران (چل امیران) یا چهل امیرانی، خدادبیگی&zwnj;های حلوایی، یهودیان (کلیمیان)، طایفه&zwnj;ی مندمی، طایفه&zwnj;ی امیر علایی&zwnj;ها و رضایی&zwnj;ها طایفه&zwnj;ی دراجی، طایفه&zwnj;ی بور که این، طایفه وکیلی&zwnj;ها، طایف سادات گروس، طایفه&zwnj;ی اردلان (از طوایف بزرگ اردلان سنندج و سقز هستند) و ... .\r\n\r\n\r\nامیرنظام گروسی خوشنویس و ادیب نامدار\r\nآنچه که بدان اشاره شده مقدمه&zwnj;ای است بر معرفی یکی از شخصیت&zwnj;های برجسته کرد یعنی حسنعلی خان امیرنظام گروسی سیاستمدار٬ ادیب و خوشنویس دوره قاجار.\r\nامیر نظام ـ حسن علی خان گروسی در سال 1236 در شهر بیجار به دنیا آمد. وی از خاندانی کهن و از ایل کبودوند ساکن بیجار گروس بود. مادرش اصالتاً ارمنی و پدرش محمدصادق خان جزء رجال بزرگ دربار فتحعلی شاه بوده است. حسنعلی خان دوران کودکی و نوجوانی خود را در زمان فتحلی شاه (از بدو تولد تا 13 سالگی) و محمد شاه قاجار (از 13 تا 27 سالگی) گذرانده است. وی پس از تحصیلات کافی در ادبیات عرب و نقد اشعار عربی و فارسی و ضبط تواریخ و انشای خط وارد خدمت نظام شد و سپس در رکاب محمدشاه در محاصره هرات و با حسام السلطنه در فتح هرات شرکت جست.\r\nوی بعد از مصالحه فیمابین ایران و انگلیس به بغداد رفت و بعد به تهران بازگشت و محافظت نظامیه داراالخلافه را عهده دار شد. وزیر مختاری دربار دولتین فرانسه و انگلیس به وی سپرده شد و از راه استانبول عازم پاریس و لندن گردید و پس از هفت سال و انجام تحصیلات زبان فرانسه به تهران مراجعت کرد. او یک سال در تهران بود و پس از آن مامور سفارت استانبول شد. وی به تهران مراجعت کرد و به وزارت فواید عامه منصوب شد. امیر نظام در مسافرت اول ناصرالدین شاه به فرنگ التزام رکاب بود و پس از ان ماموریت های دیگری به عهده وی قرار گرفت که شایستگی خود را در آنها نشان داد. در اواخر صفر 1309 به تهران احضار و به حکمرانی ایالتی سمت پیشکاری مملکت آذربایجان به خدمت محمد علی میرزا ولیعهد به آذربایجان رفت.\r\n\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nحسنعلی خان امیرنظام گروسی جزء معدود رجال خوشنام و درستکار و در عین حال پرنفوذ دوره قاجاریه به شمار می&zwnj;رود، که همواره مورد لطف و عنایت بی چون و چرای همگان از شاه گرفته تا پایین&zwnj;ترین رتبه&zwnj;های درباری و دولتی بوده است. امیر نظام 64 سال از عمر خویش را به طور مستمر در امورات مختلف سیاسی ـ نظامی و فرهنگی صرف خدمت به این سرزمین کرد، در حالی که در این دوره طولانی خدمت، او از بیان حقیقت هیچ باکی نداشته و کوچکترین خیانتی از او نسبت به حکومت مشاهده نشد. او فردی ملی&zwnj;گرا و در عین متجدد و اصلاح&zwnj;طلب و آشنا به فرهنگ نوین غرب بود. با وجود اینکه مدتی در اروپا زندگی کرد، اما هیچگاه ظواهر زیبای تمدن غرب او را فریب نداد و همچنان سنتهای ایرانی را در هر جایگاه و مکانی که بود حفظ می&zwnj;کرد.\r\n\r\n\r\nنقش و جایگاه ادبیات کاربردی امیرنظام در وادی سیاست\r\nامیرنظام در هر مقام و مقالی زبان و بیان و قلم خاص خود را دارد و با صراحت کلام و دقت نظر تمام، در عین تعجیل در دادن پاسخ نامه ها و یا بیان گزارشات سیاسی و نظامی رسمی، به تشریح حقایق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و ... زمان خود می پردازد. دوره او مصادف است با رقابت شدید دو امپراتوری شوروی و انگلیس در آسیا و اگرچه ناصرالدین شاه در مقطعی از حکومت خویش، به دلیل معاشرت با سیاستمداران لایقی چون امیرکبیر، امیرنظام و ... خواهان ترقی و پیشرفت ایران است اما به دلیل استبداد شدید وی به تبعیت از اسلاف خود و دخالت&zwnj;های بیگانگان و درباریان فاسد و ... او را در سال&zwnj;های آخر سلطنت مرد خسته&zwnj;ای می&zwnj;بینیم که از کارها طفره می&zwnj;رود و ایام خود را به سیر و سیاحت در فرنگ و گذراندن در حرمسرا و ... به سر می برد. در منشآت امیرنظام به گوشه&zwnj;هایی از این اوضاع و احوال سیاسی- اجتماعی- اقتصادی اشاراتی می رود.\r\n\r\n\r\nتوجه امیرنظام به علوم ادبی\r\nعلاقه امیرنظام به علوم ادبی را می&zwnj;توان در کلمه به کلمه و سطر به سطر نامه&zwnj;های وی مشاهده کرد. بخشی از اقدامات امیرنظام را در قالب توجه وافر به ادبیات می&zwnj;توان چنین خلاصه نمود:\r\nپندنامه یحیویه که آن را در محرم سال 1270 قمری در سفر سلطانیه می نویسد و در واقع وصیت نامه&zwnj;ای است به فرزندش یحیی و مملو از روح ادب و ادبیات است و با خطی زیبا به رشته نگارش در آمده است. دستور به کتابت دیوان فرخی سیستانی توسط محمدخان سرهنگ افشار در سال 1304 قمری. کتابت دیوان منوچهری دامغانی که به دستور امیرنظام و توسط محمد صادق خان قاجار نوشته شده است. چاپ سنگی کلیله و دمنه بهرامشاهی به نفقه امیرنظام و به تصحیح حاجی میرزا محمد کاظم حسینی طباطبایی وکیل الرعایای آذربایجان (ملقب به اعتضادالملک) و به خط میرزا باقر منشی تبریزی. گردآوری &laquo;منشآت فرهاد میرزا&raquo; (از نوادگان فتحعلی شاه قاجار).\r\n\r\n\r\nامیرنظام و ادیبان\r\nایرج میرزا از نوادگان فتحعلی شاه قاجار، شاعر توانای عصر قاجار و از دست پروردگان مکتب امیرنظام گروسی است. امیرنظام، ایرج را به چشم فرزند خویش می&zwnj;نگریست و تمام راهها را برای کسب کمال در برابر او گشود و در معرفی وی به اهل فضل و صاحبان دانش کوشید. همچنین به پایمردی امیرنظام بود که ایرج به لقب &laquo;فخرالشعرا&raquo; مفتخر شد. ایرج در خط تحریری مقلد امیرنظام و از شاگردان مکتب خطاطی وی است و در طبیعی گفتن و ساده شعر سرودن نیز از شیوه امیرنظام پیروی می کرد.\r\nمیرزا محمد صادق امیری (1335-1277 ق) معروف به ادیب الممالک فراهانی با امیرنظام گروسی ارتباطی قوی داشت. در زمانی که امیرنظام وزیر فواید عامه بود ادیب الممالک با وی آشنا شد و به مناسبت این آشنایی تخلص خود را از پروانه به &laquo;امیری&raquo; مبدل ساخت و با او به کرمانشاه رفت و در ایام پیشکاری امیرنظام در آذربایجان، همراه وی بود. قسمتی از قصیده ادیب الممالک را که در مدح امیرنظام در ساوجبلاغ سروده است به عنوان شاهدی بر علاقه وی به امیرنظام ذکر می کنیم:\r\nبماند نام کسان از دو چیز جاویدان\r\nیکی ز وسعت خاطر یکی ز لطف زبان\r\n\r\nز روی فخر خداوند ملک را که بود\r\n&laquo;امیر&raquo; کل نظام و &laquo;نظام&raquo; ملک جهان\r\n\r\n\r\nبنا به گفته ادیب الممالک، امیرنظام در سال 1310 ق از بیجار به قرمیسین آمد، تا کسانی را که بر ضیاءالدوله شوریده بودند تنبیه کند که ادیب الممالک با خواندن ترجیع بندی خشم او را فرو نشاند و سبب شد امیر از جرم گناهکاران بگذرد. میرزا فتح خان شیبانی و نظام العلماء از دیگر شعرایی هستند که در مدح امیرنظام اشعاری سروده&zwnj;اند.\r\nامیرنظام مورد توجه بسیاری از شخصیت&zwnj;های ادبی و سیاسی زمان خود بوده است. از جمله میرزا شکرالله سنندجی (فخرالکتاب) صاحب کتاب (تحفه ناصری) در مورد وی می&zwnj;گوید: امیر نظام شخصی نجیب و بسیار بزرگ منش و با وجود است. این امیر با تدبیر صاحب شمشیر، خودبینی و خود آرایی و تجمل و تکبر را بسیار مکروه می دانست&nbsp; و در مورد او شعری نیز گفته بود:\r\n\r\nکف جودش چو نیسان بود\r\nمحضرش بی گمان گلستان بود\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nامیر نظام خان مورد وصف اشخاص معتبری از جمله: بابا مردوخ روحانی مولف کتاب ارزشمند &laquo;تاریخ مشاهیر کردستان&raquo;، جرج کرزن وزیر امرخارجه آن زمان انگلستان، شیخ محمد مردوخ، عباس اقبال آشتیانی، دکتر محمد جعفر محجوب و... بوده است.\r\nشاعران نیز توجه ویژه ای به امیرنظام داشته&zwnj;اند و در این میان به کسانی چون ایرج میرزا، امیر ممالک فراهانی و معینی کرمانشاهی اشاره کرد که در مدح وی اشعار سروده&zwnj;اند که در ادامه بخشی از شعر ایرج میرزا در وصف امیرنظام آمده است:\r\n\r\nحسب مرد هنرمند به فضل است و ادب\r\nشکر ایزد که مرا فضل و ادب گشته حسب\r\n\r\nمرد آن نیست که بر اصل و نصب فخر کند\r\nمرد آن است کز و معتبر آید منصب\r\n\r\nچون امیرالامر صدر اجل میر نظام\r\nمعدن دانش و کان هنر و بحر ادب\r\n\r\nطلب دولت و عزت ننماید زیرا که\r\nدولت و عزت او را بنماید طلب\r\n\r\nز رخش تابد مردی چو ستاره ز فلک\r\nز کفش زاید رادی چو شراره ز لهب\r\n\r\nدوستانت همه در نعمت و در عیش\r\nدشمنانت همه در محنت و در رنج و تعب\r\n\r\n\r\nامیرنظام علاوه بر مدیریت و اندیشه های خردمندانه، در سبک انشاء و شیوه خط مهارت داشت. خط شکسته وی در عین ملاحت یکی از استوار ترین خطوط تحریر است و درحالی که شکسته است رعایت اصول نستعلیق هم درآن رعایت شده است و از آن همه درهمی و پیچیدگی که دامن گیر این خط شده نجات پیدا کرد.\r\n\r\nامیرنظام در کنار تدابیر سیاسی ـ نظامیش، شخصی صاحب ذوق، شعردوست، سخن&zwnj;شناس، ادیب، فاضل و از جمله نویسندگان چیره&zwnj;دست بود که در شیوه نگارش و انشاء خط روشی ابتکاری و منحصر به فرد به نام &laquo;شیوۀ امیرنظام&raquo; را برای خود برگزید. همچنین از وی دو اثر ارزنده ادبی به صورت مکتوب به نامهای منشآت و پندنامه یحیویه به جای مانده است که هر کدام نمونه&zwnj;ای از کمال و پختگی و شیوه نگارش او می&zwnj;باشد.\r\n\r\nاز امیرنظام اشعاری نیز به یادگار مانده است. یکی از اشعار بسیار زیبای امیرنظام گروسی جوابی است که به شعر معروف حافظ شیرازی داده است که در ادامه آمده است.\r\n\r\nحافظ می گوید:\r\n\r\nاگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را\r\nبه خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا\r\n\r\nامیرنظام گروسی در جواب حافظ می گوید:\r\n\r\n\r\nاگر آن کرد گروسی بدست آرد دل ما را\r\nبدو بخشم تن و جان و سرو پا را\r\n\r\nجوانمردی به آن باشد که ملک خویشتن بخشی\r\nنه چون حافظ که میبخشد سمرقند و بخارا را\r\n\r\nدکتر انوشه در جواب امیر نظام گروسی :\r\nاگر آن مهرخ تهران بدست ارد دل ما را\r\nبه لبخند ترش بخشم تمام روح و معنا را\r\n\r\nسر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند\r\nنه بر آن مه لقای ما که شور افکنده دنیا را\r\n\r\n&nbsp;\r\n\r\nشایان ذکر است که در جواب این شعر حافظ، شاعران دیگری نیز اشعاری سروده&zwnj;اند و هنوز هم به این اشعار جواب&zwnj;هایی داده می&zwnj;شود و از قراین اینگونه پیداست که این قصه سر دراز دارد.\r\n\r\nامیر نظام گروسی در پنجم رمضان 1317 ق در سن 81 سالگی دیده از جهان بست و بنا به وصیت خودش در باغ ماهان کرمان در جوار شاه نعمت الله ولی در مقبره ای که برای خود بنا کرده بود به خاک سپرده شد. نقل است که پس از مرگ به سفارش وی دو بیتی زیر را که از اشعار خودش بوده است بر سنگ قبرش حک کرده اند.\r\n\r\nای آنکه برنج بینوایی مرده&nbsp; در حالت وصل از جدایی مرده\r\nبا این همه آب تشنه لب رفته به خاک&nbsp; اندر سر گنج از گدایی مرده\r\n\r\n\r\n\r\nامیرنظام گروسی گروسی امیرنظام شاعرکرد خوشنویس کرد خوشنویس بیجار","content_html":"<p> <\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">بیجار یکی از شهرهای استان کردستان، مرکز شهرستان بیجار و از قدیمی ترین شهرهای ایران است، بیجار در گذشته مرکز ولایت گروس بوده است. این شهر با ارتفاع 1940 متر از سطح دریا بعد از شهرکرد دومین شهر بلند ایران به حساب می آید، شهر بیجار از لحاظ ارتفاع 770 متر از تهران و 4٢5 متر از سنندج بلندتر است. اهالی شهر بیجار به زبان کردی گروسی و کردی سورانی سخن می گویند.<br \/>\nطوایف ساکن در گروس نیز از همین کردها بوده اند که گله دار بوده، و به صورت چادرنشینی زندگی کرده اند تا اینکه به مرور در گروس ساکن می گردند. طوایف و ایل های مشهور در گروس عبارتند از: طایفه گروس و کبودوند گروس (بزرگترین و مهمترین طایفه ی ساکن در گروس)، طایفه ی شیخ اسماعیلی (شیخ اسماعیلی یکی از طوایف کٌرد بوده، که در شهرزور می زیسته اند و در زمان فتحعلی شاه قاجار (1211 – 1250 ه‍ .ق) به محال اسفند آباد آمده و در آنجا سکونت کرده اند. اعلی جد آنان شخصی به نام شیخ اسماعیل بود که از مشایخ بزرگ عصرخود بوده و پیروان زیادی داشته است)، طایفه کرانی (سومین طایفه ی بزرگ کٌرد در ولایت گروس)، طایفه بایندورترکام گروس (اصالتاً از ترکان ماورای قفقاز بوده اند)، طایفه ی خواجه وند (در دوران نادر شاه افشار این طایفه ی بزرگ از گروس و شمار زیادی از کرمانشاه و کردستان را به شمال ایران ــ تنکابن و کلاردشت ــ انتقال دادند)، طایفه افشار، طایفه امیرانی، طایفه چله میران (چل امیران) یا چهل امیرانی، خدادبیگی های حلوایی، یهودیان (کلیمیان)، طایفه ی مندمی، طایفه ی امیر علایی ها و رضایی ها طایفه ی دراجی، طایفه ی بور که این، طایفه وکیلی ها، طایف سادات گروس، طایفه ی اردلان (از طوایف بزرگ اردلان سنندج و سقز هستند) و ... .<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><br \/><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\"><strong>امیرنظام گروسی خوشنویس و ادیب نامدار<\/strong><br \/>\nآنچه که بدان اشاره شده مقدمه ای است بر معرفی یکی از شخصیت های برجسته کرد یعنی حسنعلی خان امیرنظام گروسی سیاستمدار٬ ادیب و خوشنویس دوره قاجار.<br \/>\nامیر نظام ـ حسن علی خان گروسی در سال 1236 در شهر بیجار به دنیا آمد. وی از خاندانی کهن و از ایل کبودوند ساکن بیجار گروس بود. مادرش اصالتاً ارمنی و پدرش محمدصادق خان جزء رجال بزرگ دربار فتحعلی شاه بوده است. حسنعلی خان دوران کودکی و نوجوانی خود را در زمان فتحلی شاه (از بدو تولد تا 13 سالگی) و محمد شاه قاجار (از 13 تا 27 سالگی) گذرانده است. وی پس از تحصیلات کافی در ادبیات عرب و نقد اشعار عربی و فارسی و ضبط تواریخ و انشای خط وارد خدمت نظام شد و سپس در رکاب محمدشاه در محاصره هرات و با حسام السلطنه در فتح هرات شرکت جست.<br \/>\nوی بعد از مصالحه فیمابین ایران و انگلیس به بغداد رفت و بعد به تهران بازگشت و محافظت نظامیه داراالخلافه را عهده دار شد. وزیر مختاری دربار دولتین فرانسه و انگلیس به وی سپرده شد و از راه استانبول عازم پاریس و لندن گردید و پس از هفت سال و انجام تحصیلات زبان فرانسه به تهران مراجعت کرد. او یک سال در تهران بود و پس از آن مامور سفارت استانبول شد. وی به تهران مراجعت کرد و به وزارت فواید عامه منصوب شد. امیر نظام در مسافرت اول ناصرالدین شاه به فرنگ التزام رکاب بود و پس از ان ماموریت های دیگری به عهده وی قرار گرفت که شایستگی خود را در آنها نشان داد. در اواخر صفر 1309 به تهران احضار و به حکمرانی ایالتی سمت پیشکاری مملکت آذربایجان به خدمت محمد علی میرزا ولیعهد به آذربایجان رفت.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><br \/>\n <\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">حسنعلی خان امیرنظام گروسی جزء معدود رجال خوشنام و درستکار و در عین حال پرنفوذ دوره قاجاریه به شمار می رود، که همواره مورد لطف و عنایت بی چون و چرای همگان از شاه گرفته تا پایین ترین رتبه های درباری و دولتی بوده است. امیر نظام 64 سال از عمر خویش را به طور مستمر در امورات مختلف سیاسی ـ نظامی و فرهنگی صرف خدمت به این سرزمین کرد، در حالی که در این دوره طولانی خدمت، او از بیان حقیقت هیچ باکی نداشته و کوچکترین خیانتی از او نسبت به حکومت مشاهده نشد. او فردی ملی گرا و در عین متجدد و اصلاح طلب و آشنا به فرهنگ نوین غرب بود. با وجود اینکه مدتی در اروپا زندگی کرد، اما هیچگاه ظواهر زیبای تمدن غرب او را فریب نداد و همچنان سنتهای ایرانی را در هر جایگاه و مکانی که بود حفظ می کرد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><br \/><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\"><strong>نقش و جایگاه ادبیات کاربردی امیرنظام در وادی سیاست<\/strong><br \/>\nامیرنظام در هر مقام و مقالی زبان و بیان و قلم خاص خود را دارد و با صراحت کلام و دقت نظر تمام، در عین تعجیل در دادن پاسخ نامه ها و یا بیان گزارشات سیاسی و نظامی رسمی، به تشریح حقایق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و ... زمان خود می پردازد. دوره او مصادف است با رقابت شدید دو امپراتوری شوروی و انگلیس در آسیا و اگرچه ناصرالدین شاه در مقطعی از حکومت خویش، به دلیل معاشرت با سیاستمداران لایقی چون امیرکبیر، امیرنظام و ... خواهان ترقی و پیشرفت ایران است اما به دلیل استبداد شدید وی به تبعیت از اسلاف خود و دخالت های بیگانگان و درباریان فاسد و ... او را در سال های آخر سلطنت مرد خسته ای می بینیم که از کارها طفره می رود و ایام خود را به سیر و سیاحت در فرنگ و گذراندن در حرمسرا و ... به سر می برد. در منشآت امیرنظام به گوشه هایی از این اوضاع و احوال سیاسی- اجتماعی- اقتصادی اشاراتی می رود.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><br \/><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\"><strong>توجه امیرنظام به علوم ادبی<\/strong><br \/>\nعلاقه امیرنظام به علوم ادبی را می توان در کلمه به کلمه و سطر به سطر نامه های وی مشاهده کرد. بخشی از اقدامات امیرنظام را در قالب توجه وافر به ادبیات می توان چنین خلاصه نمود:<br \/>\nپندنامه یحیویه که آن را در محرم سال 1270 قمری در سفر سلطانیه می نویسد و در واقع وصیت نامه ای است به فرزندش یحیی و مملو از روح ادب و ادبیات است و با خطی زیبا به رشته نگارش در آمده است. دستور به کتابت دیوان فرخی سیستانی توسط محمدخان سرهنگ افشار در سال 1304 قمری. کتابت دیوان منوچهری دامغانی که به دستور امیرنظام و توسط محمد صادق خان قاجار نوشته شده است. چاپ سنگی کلیله و دمنه بهرامشاهی به نفقه امیرنظام و به تصحیح حاجی میرزا محمد کاظم حسینی طباطبایی وکیل الرعایای آذربایجان (ملقب به اعتضادالملک) و به خط میرزا باقر منشی تبریزی. گردآوری «منشآت فرهاد میرزا» (از نوادگان فتحعلی شاه قاجار).<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><br \/><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\"><strong>امیرنظام و ادیبان<\/strong><br \/>\nایرج میرزا از نوادگان فتحعلی شاه قاجار، شاعر توانای عصر قاجار و از دست پروردگان مکتب امیرنظام گروسی است. امیرنظام، ایرج را به چشم فرزند خویش می نگریست و تمام راهها را برای کسب کمال در برابر او گشود و در معرفی وی به اهل فضل و صاحبان دانش کوشید. همچنین به پایمردی امیرنظام بود که ایرج به لقب «فخرالشعرا» مفتخر شد. ایرج در خط تحریری مقلد امیرنظام و از شاگردان مکتب خطاطی وی است و در طبیعی گفتن و ساده شعر سرودن نیز از شیوه امیرنظام پیروی می کرد.<br \/>\nمیرزا محمد صادق امیری (1335-1277 ق) معروف به ادیب الممالک فراهانی با امیرنظام گروسی ارتباطی قوی داشت. در زمانی که امیرنظام وزیر فواید عامه بود ادیب الممالک با وی آشنا شد و به مناسبت این آشنایی تخلص خود را از پروانه به «امیری» مبدل ساخت و با او به کرمانشاه رفت و در ایام پیشکاری امیرنظام در آذربایجان، همراه وی بود. قسمتی از قصیده ادیب الممالک را که در مدح امیرنظام در ساوجبلاغ سروده است به عنوان شاهدی بر علاقه وی به امیرنظام ذکر می کنیم:<br \/>\nبماند نام کسان از دو چیز جاویدان<br \/>\nیکی ز وسعت خاطر یکی ز لطف زبان<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">ز روی فخر خداوند ملک را که بود<br \/>\n«امیر» کل نظام و «نظام» ملک جهان<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><br \/><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">بنا به گفته ادیب الممالک، امیرنظام در سال 1310 ق از بیجار به قرمیسین آمد، تا کسانی را که بر ضیاءالدوله شوریده بودند تنبیه کند که ادیب الممالک با خواندن ترجیع بندی خشم او را فرو نشاند و سبب شد امیر از جرم گناهکاران بگذرد. میرزا فتح خان شیبانی و نظام العلماء از دیگر شعرایی هستند که در مدح امیرنظام اشعاری سروده اند.<br \/>\nامیرنظام مورد توجه بسیاری از شخصیت های ادبی و سیاسی زمان خود بوده است. از جمله میرزا شکرالله سنندجی (فخرالکتاب) صاحب کتاب (تحفه ناصری) در مورد وی می گوید: امیر نظام شخصی نجیب و بسیار بزرگ منش و با وجود است. این امیر با تدبیر صاحب شمشیر، خودبینی و خود آرایی و تجمل و تکبر را بسیار مکروه می دانست  و در مورد او شعری نیز گفته بود:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">کف جودش چو نیسان بود<br \/>\nمحضرش بی گمان گلستان بود<\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">امیر نظام خان مورد وصف اشخاص معتبری از جمله: بابا مردوخ روحانی مولف کتاب ارزشمند «تاریخ مشاهیر کردستان»، جرج کرزن وزیر امرخارجه آن زمان انگلستان، شیخ محمد مردوخ، عباس اقبال آشتیانی، دکتر محمد جعفر محجوب و... بوده است.<br \/>\nشاعران نیز توجه ویژه ای به امیرنظام داشته اند و در این میان به کسانی چون ایرج میرزا، امیر ممالک فراهانی و معینی کرمانشاهی اشاره کرد که در مدح وی اشعار سروده اند که در ادامه بخشی از شعر ایرج میرزا در وصف امیرنظام آمده است:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">حسب مرد هنرمند به فضل است و ادب<br \/>\nشکر ایزد که مرا فضل و ادب گشته حسب<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">مرد آن نیست که بر اصل و نصب فخر کند<br \/>\nمرد آن است کز و معتبر آید منصب<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">چون امیرالامر صدر اجل میر نظام<br \/>\nمعدن دانش و کان هنر و بحر ادب<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">طلب دولت و عزت ننماید زیرا که<br \/>\nدولت و عزت او را بنماید طلب<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">ز رخش تابد مردی چو ستاره ز فلک<br \/>\nز کفش زاید رادی چو شراره ز لهب<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">دوستانت همه در نعمت و در عیش<br \/>\nدشمنانت همه در محنت و در رنج و تعب<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><br \/><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">امیرنظام علاوه بر مدیریت و اندیشه های خردمندانه، در سبک انشاء و شیوه خط مهارت داشت. خط شکسته وی در عین ملاحت یکی از استوار ترین خطوط تحریر است و درحالی که شکسته است رعایت اصول نستعلیق هم درآن رعایت شده است و از آن همه درهمی و پیچیدگی که دامن گیر این خط شده نجات پیدا کرد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">امیرنظام در کنار تدابیر سیاسی ـ نظامیش، شخصی صاحب ذوق، شعردوست، سخن شناس، ادیب، فاضل و از جمله نویسندگان چیره دست بود که در شیوه نگارش و انشاء خط روشی ابتکاری و منحصر به فرد به نام «شیوۀ امیرنظام» را برای خود برگزید. همچنین از وی دو اثر ارزنده ادبی به صورت مکتوب به نامهای منشآت و پندنامه یحیویه به جای مانده است که هر کدام نمونه ای از کمال و پختگی و شیوه نگارش او می باشد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">از امیرنظام اشعاری نیز به یادگار مانده است. یکی از اشعار بسیار زیبای امیرنظام گروسی جوابی است که به شعر معروف حافظ شیرازی داده است که در ادامه آمده است.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">حافظ می گوید:<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را<br \/>\nبه خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><strong><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">امیرنظام گروسی در جواب حافظ می گوید:<\/span><\/span><\/strong><\/p>\n\n<p><br \/><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">اگر آن کرد گروسی بدست آرد دل ما را<br \/>\nبدو بخشم تن و جان و سرو پا را<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">جوانمردی به آن باشد که ملک خویشتن بخشی<br \/>\nنه چون حافظ که میبخشد سمرقند و بخارا را<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">دکتر انوشه در جواب امیر نظام گروسی :<br \/>\nاگر آن مهرخ تهران بدست ارد دل ما را<br \/>\nبه لبخند ترش بخشم تمام روح و معنا را<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند<br \/>\nنه بر آن مه لقای ما که شور افکنده دنیا را<\/span><\/span><\/p>\n\n<p> <\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">شایان ذکر است که در جواب این شعر حافظ، شاعران دیگری نیز اشعاری سروده اند و هنوز هم به این اشعار جواب هایی داده می شود و از قراین اینگونه پیداست که این قصه سر دراز دارد.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">امیر نظام گروسی در پنجم رمضان 1317 ق در سن 81 سالگی دیده از جهان بست و بنا به وصیت خودش در باغ ماهان کرمان در جوار شاه نعمت الله ولی در مقبره ای که برای خود بنا کرده بود به خاک سپرده شد. نقل است که پس از مرگ به سفارش وی دو بیتی زیر را که از اشعار خودش بوده است بر سنگ قبرش حک کرده اند.<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><span style=\"font-size:16px;\"><span style=\"font-family:'times new roman', times, serif;\">ای آنکه برنج بینوایی مرده  در حالت وصل از جدایی مرده<br \/>\nبا این همه آب تشنه لب رفته به خاک  اندر سر گنج از گدایی مرده<\/span><\/span><\/p>\n\n<p><br \/><br \/><em><a href=\"tags\/امیرنظام_گروسی\/\">امیرنظام گروسی<\/a><\/em> <em><a href=\"tags\/گروسی\/\">گروسی<\/a><\/em> <em><a href=\"tags\/امیرنظام\/\">امیرنظام<\/a><\/em> <em><a href=\"tags\/شاعرکرد\/\">شاعرکرد<\/a><\/em> <em><a href=\"tags\/خوشنویس_کرد\/\">خوشنویس کرد<\/a><\/em> <em><a href=\"tags\/_خوشنویس_بیجار_\/\">خوشنویس بیجار <\/a><\/em><\/p>","content_source":"","content_url":"","content_date_start":"2015-02-05 15:42:53","content_date_event":"2015-02-05 15:42:53","content_date_event_start":null,"content_date_event_end":null,"content_show_title_slider":1,"content_date_last_edit":"2015-02-06 10:07:16","content_date_register":"2015-02-06 10:07:16","content_columns":0,"content_show_img":1,"content_show_details":0,"content_show_related_img":0,"content_show_slider":0,"content_comment":1,"content_score":0,"tag_id":0,"score_average":null,"score_count":null,"score_date_last":null,"uid":121,"eid":0,"attach_title":"شرحی پیرامون امیرنظام گروسی خوشنویس و ادیب نامدار کرد 2","attaches":[{"sizes":{"150":".\/cache\/90\/attach\/201502\/66104_2574331610_150_100.webp","300":".\/cache\/90\/attach\/201502\/66104_2574331610_300_200.webp","400":".\/cache\/90\/attach\/201502\/66104_2574331610_400_267.webp","600":".\/cache\/90\/attach\/201502\/66104_2574331610_600_400.webp","900":".\/cache\/90\/attach\/201502\/66104_2574331610_900_600.webp","1200":".\/cache\/90\/attach\/201502\/66104_2574331610_1063_709.webp"},"ext":"jpg","file_media":1,"token":2574331610,"files":{"original":{"url":".\/file\/90\/attach\/201502\/66104_2574331610.jpg","width":1063,"height":709,"size":0}}}]}]]